تاريخ : یکشنبه هفتم اسفند 1390 | 20:13 | نویسنده : رادیولوژیست
خوشحال میشیم وقتی نظر میذارید اسم شریفتونم بنویسید بچه ها

این پست ثابته در ادامه پست های جدید رو بخونید



تاريخ : دوشنبه چهارم شهریور 1392 | 15:33 | نویسنده : رادیولوژیست
سلام به همه دوستان عزیز خوبین؟

امیدوارم تعطیلات خوش گذشته باشه بهتون

تاریخ انتخاب واحد از ۹- ۲۰ شهریور

ایشالا که ترم خوبی باشه برا همه....



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 | 18:31 | نویسنده : رادیولوژیست
سلام و دو صد سلام چو بوی خوش اشنایی

سلام بر همه دوستان خوبم

سلام بر شما دانشجویان تیپ ۱

خوبین خوشین ؟

دیدین تیپ۱ شدیم

؟

ولی خدایی تیپ۱ بودن با اون کلاس های معروفی که سمت سلف کیف میده

تو هوای گرم ساری که تا دیروز ۳۵ درجه بود :|

تو کلاسایی که از جا برای نشستن نیست

و....



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 23:49 | نویسنده : رادیولوژیست
عید همه شما مبارک

امیدوارم سال خوبی باشه براتون

پر از لحظات شیرین

پر از اتفاقای خوب

پر از نمره های خوب براتون :)

امیدوارم سال جدید همه بچه ها با هم دوست باشن



تاريخ : جمعه هجدهم اسفند 1391 | 19:32 | نویسنده : رادیولوژیست
بوی عیدی .. بوی کاغذ رنگی .... بوی تند ماهی دودی ...وسط سفره نو

سلام به دوستان گل ترم چهاری

خسته نباشین از کاراموزیا

کم کم همه دارن میرن خونه هاشون برا عید برا خرید

ایشالا که همه ما سال خوبیو داشته باشیم

صمیمی تر از قبل کنار هم باشیم

به سلامت برین خونه  اوناییم که ساروین خوش باشن :)



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 | 13:58 | نویسنده : رادیولوژیست
سلام به همه دوستای گلم خسته نباشید از امتحان آناتومی خوندن

ما که هنوز بین بال های اسفنوئید گیر کردیم :)

چه خبرا ؟

ده نفر اول کلاسم که باید ارائه پرتو داشته باشن .ایشالا موفق باشن

روز همه مبارک

خووب درس بخونین و موفق باشین



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 | 19:15 | نویسنده : رادیولوژیست
فرا رسیدن ماه محرم .ماه غم . ماه خون بر همه دوستان عزیز و همکلاسی های

 گرامی تسلیت باد.

در هنگام دعا برای همه بچه ها دعا کنید.



تاريخ : شنبه بیست و هفتم آبان 1391 | 19:26 | نویسنده : رادیولوژیست
تو تنها منبع اشعه ای بودی که تمام وجودم رو به تصویر کشیدی و باعث شدی تا

تمام آرتیفکت های زندگیم رو ببینم

آرتیفکت هایی که دست های خشن روزگار با اون ناخن های بلندش برام به یادگار

گذاشته بود

اما یک الکتریسیته ساکن که تو برای اینجور مواقع توی تاریکخونه دلم به امانت

گذاشته بودی باعث شد تا بوته امید روی سیاه وسفید لحظه های زندگیم نقش

ببنده

حس بودن تو تموم لحظه هام مثل اکسپوزی بود که باعث شد تمام بلور های نقره

وجودم خودشون رو به تصویر بکشن وخودشون رو ازتله الکترونی که واسشون کار

گذاشته بودن آزاد کنن

همشون یکرنگ ویک شکل بشن

وباعث شد به تجلی برسه اون چیزی که بخاطرش خلق شده بودم

هراز گاهی که از روی تنبلی خودم رو کمرنگتر وناواضحتر میکردم تو با اضافه کردن

ماده حاجب حکمتت خوبیهام رو پررنگتر از همیشه به یادم می آوردی وحتی بعضی

وقتها با بستن کمپرسور من رو توی فشار زندگی قرارمیدادی تا خودم رو بهتر نشون

بدم

وقتی که استاد زندگی بهم میگفت : راستای ورود پرتوبه وجودت باید طوری باشه

که تمام زوایای قلبت رو بپوشونه متوجه حرفش نمی شدم

متوجه نمی شدم وقتی بهم می گفت : باید با گرید صبر آرزوهای پراکنده ات رو

حذف کنی و تنها اجازه بدی هدف های پر انرژی عبور کنن

می گفت : این به نفع خودت هم هست ، چون دوز جذبی غم وغصه هات رو کم

می کنه و کنتراست فکرت رو بالا میبره

طوری که راحت تر بتونی راه آینده ات رو تشخیص بدی

حالا میفهم وحس میکنم حساسیت امولسیون قلبم اونقدر بالا رفته که با کمترین

نوری راهش رو پیدا میکنه

گذشت اون زمانی که بنیان قلبم از شیشه بود وبا هر سنگ بی اعتنایی ترک

برمی داشت

یا اون زمانی که از نیترات سلولز بود وباکمترین آتش عصبانیتی شعله ور میشد

وتمام هستی ام رو به باد می داد

الان دیگه قلبم رو از یک جنس مطمئن ساختم،شفاف وزلال،یک رنگ آبی هم بهش

زدم تا هرکی اون رو دید یاد عظمت وبزرگی تو بیفته

می دونی استادم مثل صفحه تشدید کننده ای بود که تشعشعات هدایتت رو برام

ده ها برابر می کرد

و شیطون مثل تمام زيورآلاتي که به بهونه زيبايي،تصوير زندگيم رو غير قابل ريپورت

مي كرد

حالا دیگه حس می کنم به ثبوت رسیدم واز اینجا به بعد دیگه هیچ نور گمراه کننده

ای نمیتونه من رو از راهی که پیش گرفتم جدا کنه وهیچ اکسپوز مجددی نمیتونه

روی ایمانم به تو تاثیر بذاره

اون مادیتی که به اسم بلورهای نقره با خودم جمع کرده بودم اینجا جا می ذارم

حالا آسوده ورها حس میکنم به آخر کار خودم ودیدن نتیجه زحماتم نزدیک شدم

فقط چندتا غلطک دیگه مونده



تاريخ : پنجشنبه هجدهم آبان 1391 | 8:0 | نویسنده : رادیولوژیست
رادیولوژی صحنه ی یکتای اکسپوز کردن ماست

                               هر کس پوزیشن خود دهد و از اتاق رود

تیوپ پیوسته به جاست

                                   خرم آن کلیشه که دوستان بسپارند به یاد



تاريخ : سه شنبه چهارم مهر 1391 | 12:0 | نویسنده : رادیولوژیست
فرا رسیدن ماه مهر با دادن کرایه سرویس

با گرون شدن غذا ها و هزار بدبختیه دیگه

به همه مبارک



  • کوچه قشقایی
  • سماق